تبليغاتX
انجمن مردمی حیات سبز HayateSabze N.G.O

انجمن مردمی حیات سبز HayateSabze N.G.O

پیشگیری از آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد به مواد مخدر و ....با آگاهسازی،فرهنگسازی و آموزش

هرگز بچه ها یتان را با دیگران مقایسه نکنید.



در ادامه مباحث قبلی با هدف این که در تربیت فرزندان خود چگونه رفتار کنیم تا بچه ها در سنین

نوجوانی و جوانی خانواده را بهترین دوست و حامی خود  بدانند و از خانواده گریزان نباشند و به

دوستان و یا افراد دیگری جز خانواده پناه نبرند و در نتیجه گرفتار دام ها و آسیب های گوناگون نشوند

باید به این نکته مهم اشاره کرد :

هرگز بچه ها یتان را با دیگران مقایسه نکنید.

گاهی والدین فکر می کنند اگر آن چه در ذهن دارند در مورد مقایسه فرزندشان با بچه های دیگر به

 زبان بیاورند این امر سبب می گردد که فرزندشان تحریک شده و در جهت رسیدن به خواسته والدین

 تلاش بیشتری کند! و به نوعی می خواهند فرزندشان را تحریک کنند!

در صورتی که باید مطمئن باشند این نوع تحریکات در جهت منفی خواهد بود و نتایج معکوس

 خواهد داد.

ازلحاظ تربیتی مقایسه کردن غلط می باشد وسبب سرخوردگی وکم شدن اعتماد به نفس کودک می شود.

 در نتیجه در بزرگسالی نتایج منفی و مخربی را برای زندگی شخص رقم خواهد زد.

ثابت شده است فرزندانی که مدام مورد مقایسه قرار گرفته اند از نظر عاطفی رابطه کم رنگ تری با

والدینشان داشته اند.

در نتیجه والدین نمی توانند دوستان خوبی برای این بچه ها باشند لذا آنها برای پر کردن این رابطه

عاطفی به سمت گروه دوستان خود جلب می شوند و دوستان خارج از محیط خانواده برایشان از

 اهمیت بیشتری برخوردار خواهند بود.

و اگر نوجوان و یا جوانی در گروه دوستان با افراد نابابی سروکار پیدا کند این امر می تواند بسیار

 خطرناک باشد.

والدین باید در مسیر تربیتی فرزندان طوری رفتار کنند که بچه ها والدین و خانواده را بهترین دوست

و همراه و همراز خود بدانند و یقین داشته باشند که بهترین یاور و دلسوزترین دوست برایشان فقط

اعضای خانواده هست و بس.

لذا اگر چنین یقینی برای بچه ها ایجاد شود هرگز به سمت محیط خارج از خانواده و دوستان جذب

نمی شوند.

و در چنین شرایطی تحت تاثیر عوامل منفی محیط قرار نخواهند گرفت. لذا والدین می توانند با خیال

 آسوده مبانی تربیتی خود را اعمال کنند.

پس اگر می خواهید دوست و همراه و همراز فرزندانتان باشید باید به نکات تربیتی و رفتاری بیان

 شده توسط متخصصان تربیتی عمل نمایید و آنها را جدی بگیرید.

مطمئن باشید رفتار صحیح شما سبب می گردد فرزندانتان در آینده رفتار مناسبی داشته باشند که در

 این صورت آرامش خاطر را در زندگی خود تضمین خواهید نمود.

اگر فرزندی دچار لغزش شود پیامدهای منفی آن گریبانگیر شما و دیگر اعضای خانواده خواهد شد و

 آرامش را در زندگی نخواهید دید.

پس تمام تلاشتان در امر تربیت فرزندان این باشد که با آنها دوست باشید.

زیرا در سنین نوجوانی و جوانی فرزندان به اقتضای طبیعتشان و سن و سالشان نیاز مبرم به دوست

 دارند و در جستجوی دوست خواهند بود و اگر والدین بتوانند این نیاز را خودشان برطرف کنند که

بسیار جای خشنودی است وگرنه بچه ها برای یافتن دوست در محیط خارج از خانواده کشش پیدا

می کنند و چه بسا ممکن است از بخت و اقبال بد به تور دوستان ناباب بیفتند که در این صورت

خودتان باید نتایج منفی چنین پیشامدی را متصور شوید.

متاسفانه در جامعه کنونی تاثیر دوستان خوب در زندگی افراد بسیار کمتر از دوستان بد می باشد!

توجه داشته باشید بچه هایی که دچار سرخوردگی های عاطفی هستند و اعتماد به نفس ندارند بیشتر

 به سمت محیط ها و عوامل منفی و دوستان بد کشیده می شوند و تاثیرات منفی بیشتر بر روی

آنان اثر خواهد گذاشت.

لذا والدین باید توجه داشته باشند که مقایسه کردن بچه ها در هر سنی کاری غلط است که سبب

خود کم بینی کودک شده و سرخوردگی ایجاد می کند و این باعث می شود که کودک برای فرار از

 مقایسه شدن در حقیقت از والدینش فرار کند و این یعنی خطر!

پس به یاد داشته باشید هرگز بچه ها را با هم مقایسه نکنید.

و در نظر داشته باشید انسان ها متفاوت از هم آفریده شده اند و توانایی ها و خصوصیاتشان متفاوت

 آفریده شده است لذا مقایسه امری دور از منطق می باشد.

هر کسی در زمینه خاصی توانایی و استعداد دارد و نمی توان انتظار داشت دو نفر مثل هم باشند .

باید والدین اجازه دهند کودکان خودشان باشند .

کار والدین این است که شرایطی را فراهم نمایند که استعدادهای خدادادی کودکان شکوفا شود و

 پرورش یابد.

والدین نباید استعدادهای خدادای را نادیده بگیرند و تلاش کنند که استعدادهای دلخواهشان را در

کودکشان بارور کنند .

این کار غلط است آن چه شما می خواهید با آن چه در وجود بچه شما خداوند قرار داده است شاید

 متفاوت باشد لذا شما خواسته خود را نادیده گرفته تلاش خود را صرف بارور کردن استعدادهای

 خدادادی فرزندتان نمایید و مطمئن باشید این کار به نفع شما و فرزندتان خواهد بود.

اگر چنین نگرشی داشته باشید قطعا" هرگز هیچ کسی را با دیگران مقایسه نخواهید کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 16:10  توسط میرصمد میرآب مرتضوی   | 

پيشگيري از اعتياد به انواع مخدر

 

اعتياد به مواد يكي از معضلات بهداشتي، رواني و اجتماعي جهان امروز است. اعتياد به داروهاي مجاز و غيرمجاز در چند دهة گذشتة بسيار فراگير شده است و حاكي از بروز يك مشكل جدي درسلامت جسمي، رواني واجتماعي است.

مبارزه با اعتياد درجهان بر سه روش كلي مبارزه باعرضه، درمان معتادان وفعاليت‌هاي پيشگيري در جهت كاهش تقاضا استوار مي‌باشد. اگرچه مبارزه باعرضة‌ موادبسيار ضروري است و بدون آنها مشكل مواد بسيار بدتر از امروز مي‌بود، ليكن اين تلاش مشكل سوء مصرف واعتياد را از بين نبرده است.

دريك بازار بزرگ باتقاضاي زياد نمي‌توان حتي به ميزان كم مواد راكمياب نمود يا قيمت آن را اضافه كرد. درچنين بازاري توزيع كنندگان و دلالان به قدري افزايش مي‌يابند تا قيمت‌ها نسبتاً پائين باقي بمانند. در آمريكا از سال 1986 تا 1989 هزينه اي كه صرف اجراي قوانين شد دو برابر گرديده اما در همان زمان قيمت كوكائين دربازار از 100 دلار به ازاي هركدام به 75 دلار تقليل پيدا كرد. مطالعات مختلف نشان داده اند كه تا وقتي تقاضا براي مواد زياد است عرضه را نمي‌توان خيلي پائين آورد.

از طرف ديگر رويكرد درماني نيز با مشكلات بسياري مواجه است. بسياري از افرادي كه براي درمان مراجعه مي‌كنند دچار عوارض جسمي، رواني واجتماعي جدي شده اند كه برطرف كردن آن هزينه و وقت و انرژي زيادي صرف مي‌كنند و ميزان موفقيت نيز نامعلوم است. به دليل پيچيدگي مشكلات اعتياد، ساختار درماني پيچيده اي مورد نياز است تا همة ابعاد زندگي و الگوي رفتار مختلف معتادان رادربرگيرد، ساختارهائي مانند درمانگاههاي ويژه معتادان، مراكز سم زدائي و بازپروري، كارگاه‌هاي حرفه اي و جوامع درماني.

رويكرد پيشگيري در جهان عمر كوتاه تري دارد واز سي سال پيش به تلاش و مبارزه عليه اعتياد اضافه شده است. بررسي‌ها نشان مي‌دهند كه رويكرد پيشگيري نيز مي‌بايست در كنار مبارزه با عرضه و رويكرد درماني مورد توجه قرار گيرد. از سال 1980 ميزان شيوع اعتياد دركشورهائي كه فعاليت‌هاي پيشگيري از اعتياد را از طريق كاهش تقاضا با جديت پيگيري مي‌نمايند،‌كاهش قابل ملاحظه اي يافته است. به عنوان مثال، تعداد مصرف كنندگان مواد مخدر در امريكا در سال 1990، نسبت به سال 1985 به نصف تقليل يافته است،‌كه اين تغيير مديون فعاليت‌هاي پيشگيري از اعتياد بود ه است.

لغت «پيشگيري» يعني جلوگيري از وقوع يك اتفاق، از نظر بهداشتي، پيشگيري عبارت است از مداخله اي مثبت و انديشمندانه براي مقابله با شرايط مضر قبل از اينكه منجر به اختلال يا ناتواني شود.

هدف از پيشگيري اوليه پيشگيري از شروع اختلال است كه منجر به كاهش ميزان بروز (Incidence) ودرنتيجه،كاهش ميزان شيوع (Prevalence) مي‌گردد.

روش‌هاي پيشگيري اوليه عبارتند از:

1- از بين بردن علل

2- كاهش عوامل مخاطره آميز

3- افزايش مقاومت فرد

4- جلوگيري از سرايت بيماري

 منبع : وب سایت ستاد مبارزه با مواد مخدر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 19:14  توسط میرصمد میرآب مرتضوی   | 

زياده روي در سرزنش ، آتش لجاجت را شعله ور ميكند. " حضرت علي(ع) "

مطمئن باشيد ، اگر با بچّه لج و لجبازي كنيد، يا شكست مي خوريد ،  يا بچّه منزوي مي شود ،  يا دست به كارهاي خطرناك مي زند ، شك نكنيد.  والدين با تجربه وقتي قرار باشد مانع انجام كاري در فرزند شوند به جاي اينكه او را مجبور كنند يا تهديدش كنند يا با كتك كاري از پس او برآيند،برعكس راه بهتر جلوي رويش مي گذارند و خود بچّه را دعوت به انتخاب بهتر مي كنند و طبيعتاً بچّه از انجام كار غلط – بدون لجبازي – دست برمي دارد .  مثلاً اگر چاقو دست كودك 3 ساله است اگر بخواهيد با زور از وي بگيريد براي خود و ديگران ايجاد خطر مي كند ولي خيلي راحت با آوردن اشياء خوشرنگ و جذاب به نزديك وي و پيش كشيدنش مي توانيد آهسته و راحت حواسش را پرت كرده و چاقو را از دستش بگيريد .  ساير امورات زندگي هم همين است شايد كمي پيچيده تر.  افراد وقتي چيزهاي خوب پيش رويشان باشد دليلي براي استفاده از چيز بد ندارند .  ما پدر و مادرها به جاي آنكه يكسره فرزندان را از انجام كارهاي بد باز داريم آيا شرايط انجام كار خوب و اصلاً خودِ كار خوب را برايشان فراهم كرده ايم؟ آنقدر فرزندان را مقصّر در انجام كارهاي غلط ندانيم يك ميخ هم به خودمان بزنيم.  لازم به ذكر است با اين كار به شخصيّت و حق انتخاب فرزند هم،احترام گذاشته ايم.

بيمار امروز سابقه 10 سال اعتياد به ترياك داشت.  پدرش فردي منضبط و مقرراتي بوده است .  به رفت و آمدهاي فرزندان خود كاملاً كنترل داشته و در صورت كوچكترين خطائي ايشان را شديداً مؤاخذه مي كرده است .  تكّه كلامش اين بوده "بچّه هاي من ترياك چيز خيلي بدييه،حواستون به رفيقاتون باشه،مبادا معتاد شيد".  و اين جملات را هر چند روز يكبار تكرار مي كرده است .  تا حدّي كه به بيمار ما (فرزند بزرگ خانواده) اين احساس دست مي دهد كه انگار داره با بچّه حرف مي زنه و تو دلش ميگه : بابا ما خودمون مي فهميم،خودمون آدميم،خودمون درك مي كنيم اينقدر تكرار نكن .  پدر همچنان به اين نصيحتهاي دلسوزانه  (از نظر ما دوستي خاله خرسه) ادامه مي دهد تا اينكه بيمار ما لج مي كند و پيش خودش مي گويد : براي اينكه باور كني من خودم  آدمم و شخصيّت دارم و تو نمي توني براي من تصميم بگيري و تعيين تكليف كني،ميرم مخدّر مصرف مي كنم،ببينم تو چكار مي توني بكني!؟! در اينجا پدر آنقدر فنر را جمع كرد تا از دستش در رفت .  راهنمائي كردن ِ جگر گوشه هايمان با قبول نداشتن احساسات و شخصيّتشان فرق دارد ، به هوش باشيد.  فرزندان ما از وقتي كه دست چپ و راست خود را مي شناسند بايد در شخصيّت سازي آنها كمك شود نه آنكه اصلاً شخصيّت آنها را ناديده بگيريم و فقط حرف،حرف خودمان باشد.

  http://d-m-es.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 11:27  توسط میرصمد میرآب مرتضوی   |